کد خبر : 52772
تاریخ انتشار : شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶ - ۸:۳۸
5 views بازدید

بوسه‌ی تحقیق برپیشانی تفسیر(ازدواج خواهر با برادر یا…)/ قسمت سوم داوری

بوسه‌ی تحقیق برپیشانی تفسیر(ازدواج خواهر با برادر یا…)/ قسمت سوم داوری

همان گونه که در قسمت دوم اشارت شد؛ بر تفسیر حضرت علامه طباطبایی، نقد و نظرهایی نوشته شده است از جمله نقد آقای جواد عبدل زاده تحت عنوان «میزان در المیزان،» نقدی برتفسیرالمیزان علامه طباطبایی(نقد نظریه ی استقلال قرآن) ازعبدالنبی مهدی، نقد تفسیر المیزان ازسلمان حدادی، بررسی و نقد شیوه ی تفسیری علامه و…که البته مجال ومحل بحث آن ها در این مقالت نیست و خارج از مبحث مطروحه است، بدین جهت به موضوع مقالت بازمی گردیم.

آری، «از نظر اسلام و ادیان الهی، انسان ها،فرزندان آدم و حوا بر روی زمین هستند.بااین حال از نظر علمی معلوم گردیده (یا مفروض است) که انسان هایی بنام کرومانیون و نئاندارتال وجود داشته اند که نمی توانستند صحبت کنند و خمیده حرکت می کردند. انسان های نئاندارتال قبل ازخلقت حضرت آدم (ع)در میلیون ها سال پیش بوده اند در حالی که عمر نسل کنونی حداکثر به ۶تا۷ هزار سال نمی رسد.آری، دانشمندان طبقات الارض و باصطلاح ژئولوژیست ها معتقدند که عمر نوع بشر بیش از میلیون ها سال است و بر راستی گفتار خود از فسیل ها دلیل می آورند. با این همه قرآن در مورد ازدواج فرزندان آدم(ع) چیزی بیان نکرده است و تنها در روایات اسلامی است که چند گونه به  شکل زیرتحریر کرده اند؛

۱-ازدواج فرزندان باهم، گفته می شود؛چون در آن زمان چاره ای نبوده است،خداوند این گونه ازدواج را بطور موقت اجازه داده و سپس برای همیشه ممنوع گردانید.

۲-خداوندهمسرانی از حوریان و جنیان بصورت بشر- برای فرزندان آدم – فرستاد[۲۷]

۳-خداوند برای هابیل همسری از جنس فرشته و برای قابیل زنی بصورت جن خلق کرد[۲۸]چراکه نکاح خواهر و برادر حرام بوده و هست.[۲۹]

 

 از ناحیه ی دیگر اهل سنت هم بعنوان یکی از فرق و مذاهب اسلامی معتقدند که هابیل با اقلیما(خواهر دو قلوی قابیل) ازدواج کرده و قابیل با بلوزا(خواهر دو قلوی هابیل) در ضمن مسلمان اهل سنت علت دعوای هابیل و قابیل رادرهمین مسئله می دانند.» [۲۶]   

با وجود مقدمات و تمهیداتی که از نظر گذشت،باز هم این پرسش مطرح است که آیا یگانه طریق پراکنده شدن و تکثیر نسل آدم علیه السلام ازدواج فرزندانش باهم بوده است!؟ و…که البته در این باره ذکر نکات ذیل قابل تأمل و توجه است؛

« در جفت گیری پرندگان و همه ی موجودات اگر بارور( نریا ماده)از گیاه گرفته تا موجودات پیچیده تر مثل انسان، تلاقی با خویشاوندان چه برادر،خواهر و چه پدر و مادرانجام شود،از نظر ژنتیکی باعث برگشت صفات می شود و این برگشت می تواندباعث خالص شدن موجود نسبت به یک صفت شود که در اکثر موارد این صفات مغلوب هستندو خالص شدن شان باعث نقص عضو می شود و در نتیجه باید حتی الامکان از تلاقی فامیلی جلوگیری شود.» [۳۰]

از سوی دیگر ازدواج فامیلی و مصائب متعاقب آن ازجمله؛

بیماری های ژنیتیکی،عقب ماندگی های ذهنی،ناهنجاری ها،بیماری های نادر و کمیاب مبتلا به نقص ایمنی، معلولیت های مادرزادی،نادرترین اختلالات انعقادی(بیماری پروانه ای)که در ازدواج های درجه سوم(پسر عمو-دختر عمو و…)خطرساز می باشند تاچه رسد به ازدواج های نوع اول یا دوم که مطلقاً حرام می باشند![۳۱]

پیامبراسلام صلوات الله علیه می فرمایند؛«با غریبه ها ازدواج کنید تا فرزندان ضعیف نیاورید.»[۱-۳۲]

از جانب دیگر حضرت امام صادق علیه السلام نیزمی فرماید؛«با خویشان نزدیک ازدواج نکنید،چرا که فرزندان ضعیف پدید می آید.»[۲-۳۲]

برهمین مقتضاست که برخی از فقهای معظم معاصر نیز ازدواج فامیلی را منع و مکروه می دانند. [۳۳]

«اهمیت رحامت در حرمت ازدواج در روایات مربوطه به کیفیت گسترش نسل حضرت آدم و ازدواج فرزندان ایشان که ذیل آیه اول سوره ی نساء درتفاسیرروایی آمده است نمود روشنی داشته و این حرمت نه صرفاًقراردادی بلکه موضوعی ریشه داردر فطرت و شایع میان همه ی ادیان شده است روایات متعدد مزبور که از نظر سند صحیح هستند(تفسیرالصافی، فیض کاشانی ج یک ص ۴۱۸)دیدگاه ازدواج فرزندان حضرت آدم بایکدیگر(خواهربا برادر) را بشدت مورد حمله قرار داده، برنکات ذیل تأکید دارند؛

الف. ازدواج خواهر و برادر در لوح محفوظ ودر تمامی ادیان ممنوع است.

ب. خواستگاه شبهه ی ازدواج خواهر و برادر دربین مجوسیان است که آن را جایز می پندارند.

ج.در میان حیوانات نیز ازدواج با محارم قبیح است.البته با وجود روایات مورد اشاره دیدگاه مقابل طرفدارانی نیز دارداز جمله مرحوم علامه طباطبایی می نویسد؛«ظاهر آیه ی اول سوره ی نساء دلالت دارد که نسل انسان های موجود به آدم و حوا برمی گردد بی آنکه موجودات دیگردر تکثیر نسل آنان نقشی داشته باشند از این روی ازدواج میان فرزندان بدون واسطه ی آنها،ازدواج خواهر و برادر بوده است و از آنجایی که این حکم، حکمی تشریعی و مربوطه به خداوند است امکان تغییر در آن تصور دارد.»[۳۵]

ظهور مورد اشاره ی  علامه چنان که در ابتدای بحث آورده اند(همان،المیزان)ازتعبیر ” و بثّ منهما رجالاً کثیراً و نساء”برداشت شده است که به جای تعبیر ” منهما و من غیر هما” تنها به “منهما” اکتفاشده است.

علامه در بحث روایی نیز به روایتی از کتاب احتجاج استناد می کند که دیدگاه ایشان را تأیید می کند.[۳۶]

درباره ی دیدگاه علامه نکاتی تأمل برانگیز به نظر می رسد؛

اولاً ؛ ظهور آیه ی فوق در ادعای ایشان از قوت لازم برخوردار نیست؛ زیرا آن آیه،سرسلسله نسل انسان های موجود را حضرت آدم و حوا بیان کرده است، بی آنکه درباره ی کیفیت گسترش نسل پس از آن دو بزرگوار سخنی فرموده باشد.[۳۴]

چنان که علامه فضل الله به رغم پذیرش اصل دیدگاه مرحوم علامه در ازدواج آدم و حوا با یکدیگرباناتمام دانستن ظهور مورد اشاره می نویسد:« این برداشت دقیق نمی نماید، زیرا جمله ی مزبور تنها از پیدایش نسل انسان ها از آن دو که نخستین پدر و مادرند سخن می گوید؛بی آنکه از چگونگی ازدواج بعداز آنها سخنی به میان آورد،از این روی ظهوری در نفی یا اثبات مطلب مزبور ندارد.» [۳۷]

ثانیاً ؛ روایات ناظر به انکارازدواج خواهر و برادر هم ازحیث تعداد و نیز ازجهت سند بر دو روایت تأیید کننده دیدگاه علامه ترجیح دارند از این روی برخی از محدثان آن دو روایت رابا توجه به شهرت دیدگاه ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر در میان اهل سنت،تقیّه دانسته اند.»[۳۸]

باری، در نزداهل سنت و جماعت هیچ چیز از افعال جز به حکم شرع حَسن و قبیح نیست.( آنطور که گفته اند؛الحسن ماحسنه الشارع و القبح ماقبحه الشارع)[۳۹]

از منظری نهایی؛اگر قبول کنیم که ازدواج با محارم قبل از ادیان ابراهیمی فی المثل در زمان نبوت حضرت آدم علیه السلام رایج و مرسوم بوده است آن گاه باید اثبات کنیم که طینت طبیعی و وجودی انسان های آن زمان چگونه بوده است که بعد از ازدواج با محارم فرزندانشان دچار انواع و اقسام بیماری های ژنتیکی نمی شده اند! واین سلامتی نسل در طول تاریخ حیات انسانی منتقل شده است و…

و یا این که بگوییم،نزد حضرت حق،جلّ و اعلی طبیعت جسمانی (فیزیک وفیزیولوژی) فرزندان حضرت آدم به گونه ای موقت تغییر یافته که مشکل بیماری های ژنتیکی و موروثی مرتفع شده بود! فلذا آنگاه سؤال می شود که مگر نمی شد که این گونه باور کنیم که خداوند ی که حکیم و حاکم مطلق است برای نسل دوم پس از خلقت آدم و حوا ( فی المثل برای نوع انسان) حساب ازدواج فرزندان شان را منظور ومعین کرده باشد…؟!

در حالی که از جهت علمی ثابت شده است که ازدواج هم خون با یکدیگر،بیماریهای نهفته و ارثی را آشکار و تشدید می کند. [۴۰]  وحکمت هایی که در تحریم ازدواج با محارم (مربوطه به آیه ی ۲۳سوره نساء) از منظر تفاسیر قبلاً ذکر شد – تفسیرنور، محسن قرائتی و تفسیر نمونه ناصر مکارم شیرازی ج۳ صص ۳۲۸-۳۲۷- ما را بدین سخن پایانی رهنمون می کند که در آیه ی اول سوره ی مبارکه ی نساء،مطالبی از قرار ذیل تحقیق برانگیز و تحلیل خیز است؛

۱-خطاب حضرت حق به ” الناس” مبنی بر پروای خدای را داشتن

۲-خلقت از نفس واحده (تراب)

۳-اشارت به بعد ربانی حضرت حق جلّ جلاله

۴-خلق حضرت حوا سلام الله علیها از همان نفس واحده(تراب)

۵-بثّ ( پراکندن و انتشار دادن) مردان و زنان زیادی از این دو

۶-در قرآن و سایر کتب ادیان ابراهیمی هرگز خبری از ازدواج محارم (فرزندان حضرت آدم علیه السلام باهم )نیامده است.

۷-آیا انتشار، برانگیختن و پراکندن مردان و زنان بسیار از طریق حضرت آدم علیه السلام و حوا سلام الله علیها دلالت بر ازدواج فرزندان آن ها باهم دارد؟!

۸-در قرآن کریم هرگز از ازدواج فرزندان آدم با همدیگر سخنی به میان نیامده است و حتی اشاره ای بدان ندارد که ازدواج با محارم در زمان حضرت آدم علیه السلام حلال بوده است.

۹-آیا آن چه می تواند در این میان و میانه راهگشا باشد، واژه ی «بثّ» خواهد بود  نه آمدن واژگان « منهما» یا نیامدن« غیر هما»، نیست!؟

۱۰-اصولاً از آنجایی که خلقت آدم علیه السلام و حوا سلام الله علیها یک نوع خلقتی جدید ی است ( نه جدیدترین و اولین خلقت) فلذا حضرت حق جلّ جلاله ،چگونه در دومین نسل ،حکمت را این گونه اقتضا می کند که در در اولین فصل از این خلقت که سرچشمه ی جدیدی برای نسل های آینده است، خواهران و برادران را به هم تزویج کند!؟

۱۱-آیا تنگ انگاشتن قافیه ی مشیت،حکمت و خلقت برای خداوند قادر متعال معنا و مصداقی دارد!؟

۱۲- بنا بر فرض حلیت ازدواج محارم در زمان حضرت آدم علیه السلام – ازدواج فرزندانش باهم – در آن صورت فی المثل قابیل چنین نسبت هایی را توأمان دارد؛ هم برادر است، هم شوهر! برای همسرش!!هم دایی و هم پدر است برای فرزند!! از جانب دیگر فی المثل بلوزا هم مادراست و هم عمه برای فرزند!! و هم خواهراست و هم همسر برای شوهر!!آیا با این اوصاف رحم و ارحامی می ماند که بدان توصیه شود!!؟

۱۳-آیا سفارش به ارحام در آیه اول سوره ی نساء می تواند در ادامه ی ازدواج با محارم به تدبّر، تأمل، تدبیر و تفسیر در آید!؟

۱۴-اصولاً خداوند حکیمی که حضرت آدم علیه السلام و حوا سلام الله علیها را از گل- بدون پدر و مادر-  وحضرت عیسی علیه السلام رابدون وجود پدر خلق کرد چه ضرورت و تنگنا ومضیقه ای بوده است که نشود(العیاذ بالله) و امکان آن فراهم نباشدکه برای هابیل،قابیل، شیث، یافث و…همسرانی را خلق نماید!؟ یااز بازماندگان نسل قبل به تزویج  شان در آورد؟!

۱۵- اگر مقبو ل است که بنابرآموزه های قرآنی هم این گونه است که بشر امروز و بعد از حضرت آدم علیه السلام و حوا سلام الله علیهااز نسل آنان هستند که خصوصیات جسمانی وروحانی ایشان درنسل بعد از آنان هم پراکنده و منتشرشده است چگونه می شود که برادرو خواهر ان هم از طبقه ی اول محارم ازدواج کنند ولی مشکل ژنتیکی و…پیدا نشود این که پیدا نشده است برمبنا و مقتضای تداوم نسل سالم و عاری از مشکلات مربوطه دلیلی بر ازدواج آنان قلمداد نمی گردد بلکه ادله ای برعدم انجام ازدواج فرزندان آن حضرت باهم است. اگر هم گفته شود که خداوند عالم ،خواسته است که مشکلی پیش نیاید! سؤال می شود که از کجا معلوم است که خدای جلّ جلاله نخواسته است که ازدواج فرزندان حضرت آدم علیه السلام به معنای دقیق کلمه ازدواجی مشروع و مرسوم  در بیرون از اعضای خانواده باشدکه هم حرمت خانواده و رحامت محفوظ باشد و هم خانواده جدیدی بنا نهاده شود؟؟ و…

۱۶-آیا تأکید برتفسیری که ظاهر آیه ی مبارکه ای از قرآن را ملحوظ کند با منظور بودن حسن و قبح عقلی و ذاتی و مطرود دانستن حسن و قبح شرعی ملازمت دارد!؟

۱۷-آیا تغلیب و تأثیر مستقیم در کاری را می توان به انحصار و تحدید قلمداد نمود!؟ مثلاً نشاندن فرزندان حضرت آدم علیه السلام و حوا سلام الله علیها به جای و برجای  آدم و حوا!؟

۱۸- آیا این آیه ی مبارکه(آیه ی اول سوره ی نساء)براساس اسلوب (متد)، روش و طریقه ی تفسیری قرآن به قرآن و قرآن با قرآن براساس آیه یا آیاتی از قرآن تفسیر شده است!؟ و…

 

نتیجه؛ آن چه تحریر شد؛ تلاش و کند و کاوی در باب ازدواج فرزندان حضرت آدم علیه السلام  بود که فی الواقع بوسه ای ارادتمندانه و عاشقانه از تحقیق و پژوهش برجبین متعالی و مقدس تفسیراست.

در پیرامون مبحث مطروحه سه اندیشه ی تفسیری عنوان گردید که این تحقیق ازبین انظارتفسیری، به نظر ازدواج فرزندان آدم علیه السلام با حوریه و اجنه(به صورت بشری) عنایت دارد ضمن این که براساس شواهد روایی،علمی و قرآنی  احتمال وجود ازدواج فرزندان آن حضرت با بازماندگان نسل قبل ازخلقت حضرت آدم علیه السلام و حوا سلام الله علیها را نیز قابل تأمل می داند!

 

با احترام،هومان مرادی اشکفتی

 

___________________________________________________________________

۲۶- دائرة المعارف اسلامی طهور (با تلخیص)

۲۷- همان؛ (دوره ی کامل قصه های قرآنی سید محمد صحفی ص ۲۴)

۲۸- همان؛ (حیاة القلوب،علامه مجلسی ج۱ ص۱۹۶)

۲۹- همان؛(علل الشرایع، شیخ صدوق،زنان پیغمبر اسلام،عماد زاده و راز آفرینش، تقی ژاله)

۳۰- سایت انجمن پرندگان – نسبت خویشاوندی جفت ها و تولید مثل – قناری(جفت گیری)

۳۱- سایت فرا رو ۲۵مرداد ۹۴،آفتاب نیوز ۲۵ فروردین ۸۹ و…( با تلخیص)

۳۲-۱* پایگاه اطلاع رسانی حوزه؛(النهایة،ابن اثیر،ج۳ص۱۰۶؛المَجازات النّبویه،شرف رضی،ص۹۲)

۳۲-۲*همان؛(مسالک الافهام،شهیدثانی،ج۲ص۳۸،المحجّة البیضاء،فیض کاشانی،ج۳ص۹۴)

۳۳-همان؛(بهداشت و تنظیم خانواده،تهران،اداره کل بهداشت عمومی و پیشگیری- وزارت بهداشت – پاسخ آیة الله ناصر مکارم شیرازی – پرسش دانشکده علوم پزشکی ایلام)

۳۴- سامانه ی نشریات مؤسسه ی آموزشی وپژوهشی امام خمینی(ره)،سلسله مراتب خویشاوندی در قرآن کریم –

محمد نقیب زاده (دانش پژوه دکترای رشته تفسیر و علوم قرآن) – سال اول- شماره اول بهار و تابستان ۸۷صفحه ی ۲۰۴-۱۶۷

۳۵- همان؛ (سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القران ج ۴ص ۱۳۷)

۳۶-همان؛ (المیزان ص ۱۴۷ و فی الاحتجاج عن السجاد -ع -…)

۳۷- همان؛ (سید محمد  حسین فضل الله،من وحی القرآن ج ۷ ص ۲۸)

۳۸- همان؛ (مجلسی محمد باقر،بحارالانوارج۱۱ ص ۲۲۶وتفسیر الصافی، فیض کاشانی ج۱ص ۴۱۸)

۳۹- مشکور-محمد جواد-سیر کلام در فرق اسلام چاپ اول سال۶۸ ص۲۰۱[۳۹]

۴۰- تفسیر نور- محسن قرائتی ج ۲ ص ۲۶۵

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 2 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 2
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

جمشید خسروی شنبه , ۱ مهر ۱۳۹۶ - ۲۱:۲۳

با حفظ احترام نسبت به نویسنده محترم مقاله بالا ، می خواهم نکاتی را با خوانندگان ارجمند و همشهریان فرهیخته در میان بگذارم:
۱- یک مثل شیرین پارسی می گوید: “طرف را به ده راه نمی دادند ، سراغ کدخدا را می گرفت”. حال حکایت دوستان مذهبی بی شباهت به این مثل نیست چرا که اینان هرگز نتوانسته اند اساسی ترین اصول دینشان را بر پایه عقل و علم ثابت کنند (البته بماند بر پایه ترس و اجبار و عادت توانستند) حالا می خواهند با ملغمه ای از تحقیقات علمی جناب مندل و داروین و… از یک طرف و آیت الله مکارم و حجت الاسلام قرائتی و… از طرف دیگر ، تکلیف وصلت ها و قوم و خویشی اولاد جناب آدم و سرکار علیه بی حوا را مشخص کنند!!!
۲- منابعی که مذهبیون برای اثبات ادعاهایشان به آن استناد می کنند بر پایه ایمان و باور است نه برهان علمی عقلی. لذا آمیختن چنین مسائلی باموضوعات علمی برایشان اعتبار علمی و عقلی ایجاد نمی کند.
۳- دوستان مذهبی اخیرا و پس از دست آوردهای عظیم علمی بشر، نهضتی به راه انداخته اند که با سیر سفر در احادیث و روایات و مقایسه با دست آوردهای علمی به اکتشافات شگفت انگیز و معجزه آسایی دست می یابند و مصداقی برای هر مطلب علمی پیدا می کنند و با بیان اشارات باربط و بی ربط ، مفتخرانه می گوینددین ما قرن ها پیش چنین چیزی را گفته بود… حال که چنین است پس چرا تا پیش از زحمات دانشمندان ، علمای عظیم الشانشان با عمری (غالبا عمرهای طولانی)مجاهدت و درس و بحث به این اشارات پی نبردند و قدمی برای پیشرفت بشریت بر نداشتند؟؟؟
۴- دوستان مذهبی آزادند و مختار که هر چه می خواهند بگویند و هر داستان و ادعایی را برای توضیح و توجیه هستی عنوان کنند. این به خودشان مربوط است و مومنان به این باورها و لزومی هم ندارد مخالفین وارد مباحثشان شوند اما وقتی پای علم را وسط می کشند و از آن مایه می گذارند دیگر نمی توان به دفاع از ساحت علم نپرداخت.
۵- در جهان امروز برای بشر جز خرد و دانش ملجا و مرجعی وجود ندارد و جز آن نیز سنجه ای ندارد. به طریق اولی برای افسانه ها و داستان های کودکانه نیز جایی وجود ندارد… چه خوب خواهد بود اگر ما نیز جز با ابزار خرد و دانایی با جهان مواجه نشویم وگرنه کلاهمان پس معرکه است که هست…
سپاس از توجه شما

هومان مرادی دوشنبه , ۳ مهر ۱۳۹۶ - ۷:۱۵

“به نام مأوای عقول”
کارل مارکس، کتاب سیمای انسان راستین،نوشته ی اریک فروم؛
« بی خدا کسی نیست که خدای عوام را انکار می کند، بی خدا کسی است که اتهامات عوامانه به خدا می بندد!»
به همین طریق بلکه اولی، استناد به کلمات کودکانه و اشارت به ملغم و ملغمات فلزات نیز …!!
اما می توان با اندکی تأمل و قدری درنگ گفت که؛
• ماهیت دوستی،(لوسیس) لا اقتضا است و نامقید!
• نتیجه گیری از فرض ناتوانی در اثبات اصول دین از ناحیه ی برخی(سوای صحت و سقم آن) پیشامدی معلل است نه مدلل!
• اگر در پیرامون کیفیت تکثیر نسل بشر نخستین از منظرمبارک عقل محض و دانش مطلق ایده و اندیشه ای منظور است، ارائه ی آن رهگشا و مفید خواهد بود بفرمایید و مطرح نمایید…
• انسان ها از آهیختگی روشمند اعتبار می گیرند نه از آمیختگی های صوری و نمادی!
• اعتبار احادیث معتبر( از منظر متخصصین مربوطه) فی حد ذاته است نه در اکتشافات علمی!
• همه آزادند و همگان البته نیز مسئول و..
• عقول خود محتاج به متکا و مأوایند و زوال پذیری و فساد خیزی ذاتی آن ها در این رابطه، فریادی بلیغ و اعترافی دقیق داشته و دارد.
• علوم و ادیان به معنای حقیقی، مالک و متولی ندارند! بلکه متخصص و صاحب فن دارند و…

درپایان،ماکس پلانک چه زیبا گفته است؛«برسر درب معبد علم بنویسید که باید ایمان داشته باشید.»
کتاب “علم به کجا می رود؟”
بااحترام و سپاسگزاری

تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب