♥16
یادداشت، ویژه انتخابات/

بیایید، رأی ندهیم !! به …

  • کد خبر : 45162
  • 03 اسفند 1394 - 6:23
بیایید، رأی ندهیم !! به …

« ما حادثه اي به زخم آراسته ايم             كز تيرگي قديم شب كاسته ايم صبحيم كه صادقانه از خواب گران         با يك نفس عميق برخاسته ايم»   سید حسن حسینی با اين پيش درآمد كوتاه به مقوله‌ی انتخابات، به مثابه‌ی طوفانی در انديشه ها ! می پردازيم؛ مقدمه و تمهيد يكم؛ انتخابات و انتظارات ملازم […]

« ما حادثه اي به زخم آراسته ايم             كز تيرگي قديم شب كاسته ايم

صبحيم كه صادقانه از خواب گران         با يك نفس عميق برخاسته ايم»

 

سید حسن حسینی

با اين پيش درآمد كوتاه به مقوله‌ی انتخابات، به مثابه‌ی طوفانی در انديشه ها ! می پردازيم؛

مقدمه و تمهيد يكم؛ انتخابات و انتظارات ملازم و متناظرند. اين كه چگونه می توان با انتخابي عقلاني و مطلوب ، انتظاراتی الهی و معقول را پاسخ داد، مبحثی است دلكش و شورانگيز كه در مقالت ” رابطه‌ی حقيقت و سياست ” در هفته نامه‌ی همدلی (شماره 273 مورخه ی 29 فرودرين 87) بدان پرداخته شد.

مقدمه و تمهيد دوم؛ شعبه اي از توقعات اصيل و انتظارات مردم در تأييد يا عدم تأييد صلاحيت ها توسط شوراي محترم نگهبان مطابق ماده 28 قانون انتخابات مجلس شوراي اسلامي (شروط هفت گانه) بررسي و پاسخ داده مي شود. در آن حيطه ي حساس صلاحيت سياسي، مذهبي، اخلاقي، اداري، حقوقي و حقيقي نامزدها مورد مداقه و تحقيق قرار مي گيرد و نهايتاً نتايج لازم به مراكز قانوني ابلاغ مي گردد تا به اطلاع عموم رسانده شود.

مقدمه و تمهيد سوم؛ در تمهيد اول در باب حقانيت، در تمهيد ثاني در مورد صلاحيت و در اين قسمت به اهليت مي پردازيم. مردم به عنوان رأي دهندگان و انديشه گزاران پس از دريافتن حقيقت وجوب انتخابات، انتظارات و تعيين صلاحيت ها از جانب شوراي محترم نگهبان، مختار و مكلفند كه به دنبال تحقيقات وسيع و انديشمندانه مراتب و مدارج اهليت (صداقت – خدمتگزاري – عملگرايي – مردم نوازي – تعهد و تخصص در قانون گذاري – دين محوري – عقل مداري و …) نامزدها را شناسايي و بر اساس آن ويژگي ها، آن كس كه داراي مراتب بالاتري در اهليت است را با تقديم انديشه، رأي و تفكر خويشتن به عنوان امين و نماينده خود انتخاب مي كنند. با اين مقدمات و تمهيدات باز هم مي گوييم و اصرار و ابرام مي كنيم كه بياييد، رأي ندهيم!! به … و ” نه ” بزرگ را به ثبوت تاريخي بنشانيم!

بياييد نه بگوييم به … و رأي ندهيم به …

آري، بياييد نه بگوييم و رأي ندهيم به آنان كه سياست را به مثابه قتلگاه و قربانگاه اخلاق مي دانند نه اقامتگاه و گذرگاه ايمان!

بياييد نه بگوييم و رأي ندهيم به آنان كه از چاه عميق سياست آب سياهي، تباهي، حيلت و فريب را بيرون كشيده و خواهند كشيد!

بياييد نه بگوييم و رأي ندهيم به آنان كه گفتار، كردار و عملكردشان ناسپاسي و ناشكري به مردم و آرمان هاي مقدس انقلاب را به اذهان متبادر مي نمايد! و به ياد نمي آورند كه در دين و آيين ما سياست يعني شكر و سياست مدار يعني شكرگزار.

بياييد نه بگوييم و رأي ندهيم به آنان كه جناح و حزب خود را ، آنان كه طايفه و خانواده خويشتن را بر پا برهنگان ايران اسلامي (ولي نعمتان و كوخ نشينان) رجحان و برتري داده و مي دهند !

بياييد نه بگوييم و رأي ندهيم به آنان كه مردم براي آنها فراموش شدگان ديروز و به ياد ماندگاران امروزند !

بياييد نه بگوييم و رأي ندهيم به آنان كه مصلحت خصوصي را بر حقيقت عمومي ترجيح مي دهند و چونان تشنه كامان عرصه سياست و قدرت چهره معصوم و پاك مسئوليت و خدمت را همواره مخدوش و مصدوم مي نمايند!

بياييد نه بگوييم و رأي ندهيم به آنان كه فرشته نوراني معنويت را در پيشگاه ظلماني سياست (سياست غير اسلامي) قرباني مي كنند تا خود برسند و خويشتن را برسانند!

بياييد نه بگوييم و رأي ندهيم به آنان كه در كلام و سخن از خانواده هاي معظم شهدا، اسرا، ايثارگران و جانبازان دم مي زنند اما در عمل و كردار آنان را از ياد و خاطره ها برده اند و مي برند!

بياييد نه بگوييم و رأي ندهيم به آنان كه زخمه ها، صدمات بيكاري و حيراني جوانان را مي بينند و از رأي و انديشه آنان سوء استفاده مي كنند اما در جهت ساماندهي شغلي شان طرح و برنامه اي كارشناسي شده و عملياتي را مطرح نكرده و نمي كنند!

بياييد نه بگوييم و رأي ندهيم به آنان كه دم از اسلام و مسلماني مي زنند اما در سياست نه از علي (ع) متعالي امام اول، نه از نبي مكرم (ص) پيامبر آخر و نه از سياست هاي نظام مقدس اسلامي بلكه از “سياست ماكياولي” متابعت و پيروي مي كنند! او كه معتقد بود اهداف، ابزار را توجيه مي كنند و آنان كه معتقدند با هر روش و وسيله اي مي توانند و مجازند كه به مقاصد و اهداف خود برسند!

بياييد نه بگوييم و رأي ندهيم به آنان كه عظمت ايمان، دين، حريت، اخوت و انديشه را به راحتي كفن و دفن مي كنند تا خود مخدوم سياست شوند و سياست خادم مردم نگردد!

بياييد نه بگوييم و رأي ندهيم به آنان كه آنچنان سرمست و شيفته تبليغات و سياسات شده اند كه گويی نه معادي است و نه مبدأيي ! آنان كه همچنان چهار نعل مي تازند اما بي جهت، بي سمت و سو !

بياييد نه بگوييم و رأي ندهيم به آنان كه مردان خدايي ديروز را نا ديده مي گيرند همان مردان الهي كه در اوايل انقلاب شكوهمند اسلامي از سمتها، مسئوليت ها و رياست ها بر اساس خشيت رحماني مي ترسيدند!‌ و فرار مي­كردند! اما اكنون اين قبيل سياسيون به گونه اي مي آيند كه سمت ها و پست ها از دست و زبانشان به شدت متواري و سخت رميده اند!

بياييد نه بگوييم و رأي ندهيم به آنان كه جناح پرستي و حزب گرايي، طايفه پرستي و قوميت گرايي گستره ي موجودشان ( نه تنگناي ناوجودشان!) را تسخير كرده است!

بياييد نه بگوييم و رأي ندهيم به آنان كه به راستي آیت ” صُمٌّ بُکْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ ” را عملاً معنا و تفسير نموده اند!

بياييد نه بگوييم و رأي ندهيم به آنان كه به نام جناح و طايفه، خودگرايي و خانواده محوری كرده و مي كنند و در نهايت نيز جناح، طايفه و حتي خانواده را در پهناي خودكامگي فدا مي كنند!

بياييد نه بگوييم و رأي ندهيم به آنان كه سرگرداني جوانان را در تاريك خانه هاي قلياني، اعتياد و سرآسيمگي برهنگي جسماني … را مي بينند اما فقط و فقط حصار و حياط خانه ي خود را ملاحظه مي كنند! غافل از اينكه جامعه خانه ي ماست نه …

بياييد نه بگوييم و رأي ندهيم به آنان كه به دنبال تطميع مردم هستند و بر ثروت مادي خويش تكيه زده اند و عظمت معنويت و محبوبيت را به سخره گرفته اند! آري و اما چقدر زيباست؛ ” آنان كه هستند، چه باك اگر كم دارند” !

و … اما افسوس و دريغ ! افسوس … كاش مردان بي ادعاي خدايي (از جامعه بي طبقه ي توحيدي در رياست ها و سياست ها و با طبقه در استعدادها و مسئوليت ها) كاش آنان (شهدا) حضور داشتند يا لياقت داشته باشيم كه حضور و وجود ناميرايشان را درك كنيم، تا آنان چونان رسولان مرسل! ما را از ورطه ي سقوط و هبوط نجات دهند و به سر منزل مقصود در اقامتگاه و گذرگاه سياست به انديشه ورزي و خردمندي دعوت نمايند تا با انگيزه اي مطهر و تفكراتی متعالي دست به سوي انتخاب بالا ببريم … و كاش اينك از وجود مردان خدايي، شهداي زنده (جانبازان، اسرا و ايثارگران) و علماي اسلام ناب محمدي، معلمان، طلاب، روشنفكران دين مدار، انسان هاي پاك و شرافتمند در انتخاب خويش مشورت کرده و مساعدت بگیریم تا مسئولانه با حضور حداكثري و پرشور رأي و انديشه بدهيم.

 

farhangnews_123793-349162-1430116104

 

 

آري، آري ، … ما همه مي آييم و با هم به شايستگان شريف رأي مي دهيم. ان شاءالله

 

هومان مرادي اشكفتي

نايب رئيس شوراي اسلامي شهر ايذه

انتهای پیام/*

لینک کوتاه : http://www.asreizeh.com/?p=45162

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 9در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 9
  1. من رای میدم خادمی

  2. دکتر حاجتی واقعا در بیمارستان گلستان برای تمام ایذه ای ها سنگ تمام قایل بودند و هوای ایذه ایها را دشتند انصافا قوم گرای یا طایفه بازی نکردند و با همه دلسوز بودن. ایشان لیاقت مجلس رادرند. را ما دکتر حاجتی

    • دکتر حاجتی اگر کاری کرده وظیفشو انجام داده و پولشو گرفته منتی نداره سر کسی که حالا بخواد برای انتخابات شرکت کنه و رای بیاره.آقای در….. تجربه ای تلخ بود از طا… گو….. .دیگه امثال ایشون خواب مجلس رو هم نمی بینن.در کل هیچ کدوم بدرد مجلس نمیخورن چون همه اصول گرا هستن و بس.ولی خادمی رزومه بهتری داره از بقیه.بنده خدا رو شکر از ایذه زدم بیرون….

  3. منم رای میدم آقای خادمی،شایسته ترین کاندیدی که ایذه به خودش دیده

  4. درود بر استاد اندیشمند و فرهیخته شهرمان که همیشه با نوشته های دلنشین و شیوای خود در تمام زمینه  ها ،سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی آگاهی رسانی میکنند. منم با نظر جناب آقای استاد مرادی موافقم و باید بگردیم و بدور از طایفه و قوم به اصلح رای بدهیم.

  5. جناب مرادي كه شعار مرگ بر طايفه ميده تو شهر فقط داره برا خداداد محمدي از طايفه خودش (عالي محمودي) تبليغ مي كنه حداقل خودت به شعارها و مقالاتت احترام مي ذاشتي استاد فلسفه !!!!!!يعني فقط محمدي كانديد اصلحي هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • سلام و تحیت همشهری عزیز و ارجمندشعار مرگ بر طایفه، مرگ بر طایفه بود آنگاه که به آپارتاید می افتد و نژاد گرا می شود. شما همین مقاله ( بیایید رای … ) را ملاک قرار بده و توجه بفرما که آیا از فرد خاصی تبلیغ شده است، اگر هست دقیقاً مطرح بفرمائید، همشهریان ما چه از طایفه ما باشند و چه نباشند حق دارند استعداد های علمی و سیاسی خود را ارائه نمایند و مگر می شود به جرم فلان طایفه یا بهمان طایفه بودن از حقوق حقه ی آنان از ترس انگ طایفه گرایی چشم پوشی کرد!برای هر کس مطابق ملاک ها ممکن است کسی اصلح باشد و اهلیت داشته باشد، مگر قرار است اگر از تبار و طایفه ی شما و بنده انسان خوبی کاندیدا شد به اتهام آنکه از طایفه ی شما یا بنده است مورد نکوهش و طرد قرار گیرد ؟ و مورد حمایت سالم قرار نگیرد ، شما حق انتخاب دارید و ما نیز همینطور . مقاله ی مرگ بر طایفه ی استعداد کج فهمی و بد فهمی داشت و سوال زیبای شما فصل دوم این مقالت را به خوبی و روشنی برملا کرد ( ازشما سپاسگزارم) بنابراین اگر نامزدی خدایی نکرده نژاد پرست است، چه از طایفه ای باشد و چه نباشد نباید مورد توجه واقع شود و اگر هم نژادگرا نباشد ، چه درون طایفه ای باشد و چه برون طایفه ای ، می تواند مورد عنایت قرار گیرد، ممکن است اصلح شما با بنده یکی نباشد، گرچه همه صلاحیت دارند و این یکی نبودن اصلح از ناحیه شما و بنده دلالت بر بی حرمتی به شعار و یا مقاله یا خدایی نکرده به نظر متعالی حضرتعالی نخواهد بود. ضمناً هرگونه تبلیغات در چارچوب قانون مجاز است.بااحترام و ارادت

  6. همشری عزیز شما فقط به معانی ظاهری کلمات پر مغز آقای مرادی توجه کرده ای ولی ای کاش به معنای معنوی متن توجه بیشتری میکردی تا به نتیجه بررسی که استاد مرادی مرگ بر طایفه پرستی سرداده داده و خداداد اگه از هرطایفه دیگه ای هم بود آقای مرادی از ایشان حمایت میکرد.وتازه هرکس برای اصلح بودن معیار و ملاک هایی دارد که با هم متفاوت هستن.

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.