به گزارش عصر ایذه، ایذه سالهاست با یک معضل قدیمی دستوپنجه نرم میکند؛ معضلی که هر بار محل آن تغییر کرده، اما اصل مشکل همچنان باقی مانده است: زباله.
ماجرا به سالها قبل بازمیگردد؛ زمانی که بخش عمدهای از زبالههای شهر در محدوده سرگچ راسفند تخلیه و دفن میشد. سالها دفع پسماند در این منطقه ادامه داشت تا اعتراض اهالی روستا و مناطق پیرامونی نسبت به تبعات این شیوه، مسئولان را به فکر تغییر محل دفن انداخت.
اما تغییر محل دفن، به معنای حل مشکل نبود.
از راسفند تا روضهالزهرا؛ یک جابهجایی بدتر
پس از اعتراض اهالی راسفند، محل دفن زباله به محدودهای در حاشیه قبرستان روضهالزهرا منتقل شد؛ محلی که قرار بود استفاده از آن موقت باشد.
اما «موقت» در ایذه، ظاهراً تعریف متفاوتی دارد.
زبالهها حدود دو سال در این محدوده تخلیه شدند؛ مسئلهای که زندگی اهالی سرقنات و مناطق اطراف را تحت تأثیر قرار داد.
بوی تعفن، دود ناشی از سوزاندن زباله و نگرانی از نفوذ شیرابه، بخشی از مشکلاتی بود که ساکنان منطقه با آن مواجه شدند.
اعتراض مردم بالا گرفت و سرانجام این محل نیز از چرخه دفن زباله خارج شد.
اما یک پرسش جدی باقی ماند:
چرا محلی که قرار بود تنها برای مدت کوتاهی مورد استفاده قرار گیرد، نزدیک به دو سال به محل دفن زباله تبدیل شد؟
مرغا؛ سایت اصولی یا محل جدید دفن؟
پس از کشوقوسهای فراوان، منطقه مرغا به عنوان محل سایت پسماند مطرح شد.
قرار بود این بار ماجرا متفاوت باشد.
قرار بود سایت، اصولی باشد؛ دفع زباله به شکل بهداشتی انجام شود؛ شیرابه مدیریت شود و بخشی از پسماند نیز مورد پردازش و بازیافت قرار گیرد.
اما آنچه در ادامه دیده شد، انتقادهایی را درباره میزان تحقق این وعدهها به وجود آورد.
در عمل، بخش قابل توجهی از زبالهها همچنان بدون تفکیک مؤثر، به محل دفن منتقل میشوند.
یعنی به جای اینکه از زباله تولیدشده، مواد قابل بازیافت و ارزشمند جدا شود و حجم پسماند نهایی کاهش پیدا کند، بخش بزرگی از آن یکجا دفن میشود.
در موضوع شیرابه نیز پرسش همچنان پابرجاست؛ شیرابهای که میتواند یکی از مهمترین تهدیدهای زیستمحیطی محل دفن زباله باشد، دقیقاً چگونه جمعآوری، کنترل و تصفیه میشود؟
اگر سایت مرغا قرار بوده یک سایت اصولی باشد، شهروندان حق دارند بدانند:
سیستم مدیریت شیرابه آن کجاست؟
چه میزان از زباله پیش از دفن تفکیک و پردازش میشود؟
چه مقدار از پسماند نهایی واقعاً دفن میشود؟
و مهمتر از همه:
استانداردهای زیستمحیطی این سایت توسط کدام دستگاه و با چه سازوکاری پایش میشود؟
مشکل فقط محل دفن نیست
اما داستان زباله در ایذه به سایت دفن ختم نمیشود.
شهروندان هر روز با بخش دیگری از این بحران مواجهاند؛ خودروهای حمل زباله، بوی نامطبوع، جمعآوری دیرهنگام در برخی مناطق و انباشت پسماند.
در برخی نقاط شهر، فاصله زمانی میان تولید زباله و جمعآوری آن به اندازهای است که بوی نامطبوع و آلودگی محیطی، زندگی ساکنان را تحت تأثیر قرار میدهد.
از طرف دیگر، خودروهای حمل زباله نیز خود میتوانند به بخشی از مشکل تبدیل شوند؛ بهویژه زمانی که وضعیت خودرو، نحوه بارگیری و انتقال پسماند به گونهای باشد که شیرابه و بوی نامطبوع در مسیر منتشر شود.
زبالهای که قرار است از شهر خارج شود، نباید در مسیر خروج خود به معضل دیگری برای شهروندان تبدیل شود.
انباشت زباله نزدیک روضهالزهرا؛ چرا؟
یکی دیگر از حلقههای این زنجیره، انباشت زباله در کارگاهی در نزدیکی قبرستان روضهالزهرا و سپس انتقال آن با تریلی به محل دفن است.
اینجا نیز چند سؤال ساده اما اساسی مطرح است:
چرا باید حجم قابل توجهی از زباله شهری در نزدیکی یک منطقه مسکونی و قبرستان انباشته شود؟
این محل دقیقاً چه کاربری دارد؟
چه مدت زباله در آن نگهداری میشود؟
شیرابه حاصل از این انباشت چگونه مدیریت میشود؟
آیا این محل مجوز و تأییدیههای لازم را دارد؟
و چرا به جای یک سیستم انتقال استاندارد، شهر باید شاهد انباشت زباله و سپس انتقال آن با تریلی باشد؟
سه دهه؛ چند محل، یک مشکل
اگر بخواهیم مسیر این بحران را ساده کنیم، با یک چرخه تکراری روبهرو میشویم:
راسفند → اعتراض مردم → تغییر محل → روضهالزهرا → اعتراض مردم → تغییر محل → مرغا → ادامه انتقادها
یعنی در طول سالها، بیشتر از آنکه مشکل حل شود، محل بروز مشکل تغییر کرده است.
این همان نقطهای است که باید مسئولان درباره آن پاسخ روشنی ارائه کنند.
چرا سیاست مدیریت پسماند در ایذه، بیشتر بر «پیدا کردن یک محل برای دفن» متمرکز بوده تا «حل مسئله پسماند»؟
تفکیک از مبدأ؛ وعدهای که سالهاست تکرار میشود
موضوع دیگری که طی دو دهه اخیر بارها مطرح شده، تفکیک زباله از مبدأ و ورود بخش خصوصی به حوزه مدیریت پسماند است.
شرکتها و مجموعههایی در مقاطع مختلف برای احداث سایت، پردازش زباله و اجرای طرح تفکیک از مبدأ اعلام آمادگی کردهاند.
اما سرنوشت بسیاری از این طرحها مشخص نیست.
اگر چنین طرحهایی وجود داشته، چرا به نتیجه نرسیدهاند؟
اگر قرارداد یا تفاهمی منعقد شده، چرا اجرای آن متوقف شده است؟
اگر بخش خصوصی کنار کشیده، علت چه بوده است؟
و اگر دستگاهی مانع اجرای طرح شده، آن دستگاه کدام است؟
مردم حق دارند بدانند چرا طرحهایی که میتوانستند بخشی از مشکل پسماند ایذه را حل کنند، به سرانجام نرسیدند.
مدیریت پسماند؛ ابتداییترین حق شهروندی
شاید بتوان درباره بسیاری از مشکلات شهری با عبارتهایی مانند «کمبود اعتبار»، «نبود امکانات» یا «پیچیدگی اجرایی» توضیح ارائه کرد.
اما مدیریت زباله، یکی از ابتداییترین وظایف مدیریت شهری است.
شهروندی که عوارض پرداخت میکند، حق دارد زبالهاش بهموقع جمعآوری شود.
حق دارد در مسیر رفتوآمدش با بوی تعفن خودروهای حمل زباله مواجه نشود.
حق دارد کنار محل زندگیاش انباشت زباله نبیند.
حق دارد بداند زبالهای که از خانه او خارج میشود، در نهایت کجا و چگونه دفن میشود.
و مهمتر از همه، حق دارد مطمئن باشد که مدیریت پسماند، سلامت مردم و محیط زیست منطقه را قربانی سهلترین و کمهزینهترین راه یعنی دفن کردن زباله نمیکند.
مطالبه امروز مردم ایذه چیست؟
امروز دیگر مسئله مردم فقط انتخاب یک محل جدید برای دفن زباله نیست.
مطالبه روشن است:
یک برنامه جامع و شفاف برای مدیریت پسماند ایذه.
برنامهای که در آن مشخص باشد:
زباله از مبدأ چگونه تفکیک میشود؟
سهم بازیافت و پردازش پسماند چقدر است؟
سایت مرغا دقیقاً با چه استانداردهایی فعالیت میکند؟
وضعیت شیرابه سایت چگونه است؟
محلهای انباشت موقت کجا هستند و چه مجوزی دارند؟
خودروهای حمل زباله چه استانداردی دارند؟
برنامه شهرداری برای حذف انباشت زباله در محدوده شهری چیست؟
طرحهای تفکیک از مبدأ که طی سالهای گذشته مطرح شدهاند چه سرنوشتی پیدا کردهاند؟
چه میزان اعتبار برای ساماندهی پسماند اختصاص یافته و این اعتبار کجا هزینه شده است؟
و در نهایت، برنامه مسئولان برای پایان دادن به این بحران چند دههای چیست؟
یک سؤال ساده؛ چرا هنوز؟
ایذه شهری است که سالهاست هزینه نبود مدیریت اصولی پسماند را میپردازد.
روستاها و محلهها یک روز درگیر محل دفن زباله میشوند، روز دیگر بوی تعفن، روز دیگر انباشت زباله و روز دیگر نگرانی از شیرابه.
مردم یک روز از راسفند اعتراض میکنند، روز دیگر از سرقنات و روضهالزهرا و امروز درباره مرغا سؤال دارند.
اما چرا بعد از چند دهه هنوز باید درباره ابتداییترین موضوع خدمات شهری صحبت کنیم؟
مشکل زباله ایذه دیگر یک اتفاق روزمره نیست؛ یک پرونده چند دههای است که هنوز بسته نشده است.
پروندهای که اکنون بیش از هر چیز به شفافیت، پاسخگویی و یک تصمیم پایدار نیاز دارد.
زیرا راهحل بحران زباله این نیست که هر چند سال یک بار، محل دفن را عوض کنیم.
راهحل این است که یک بار برای همیشه، زباله را مدیریت کنیم؛ نه اینکه فقط آن را جابهجا کنیم.










