آموزش وردپرس
خانه / مطالب اصلی / ضرورت احیای سازمان ملی جوانان

ضرورت احیای سازمان ملی جوانان

جوانان همواره مبدا و کانون تحولات و رخدادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بوده و هستند. در این دوره، جوانان در معرض آسیب ها و چالش هایی هستند که پیش از این پدرانشان به این حجم و گستردگی با آن مواجه نبودند.

جوان پویاترین عضو جامعه و البته آسیب پذیرترین آن است، آسیب هایی که دیده می شوند اما به نحو درخور پیگیری نمی شوند و تبدیل به اهم دغدغه های خانواده ها و والدین شده، متاسفانه سطح دسترسی به دخانیات بسیار بالاست و به راحتی و برای هر کسی قابل تهیه هست که بدیهی است در نتیجه آن سطح استعمال هم بالا میرود.

در حالی که در جوامع توسعه یافته، حتی همراه داشتن دخانیات برای افراد زیر سن قانونی جرم تلقی می شود ولی متاسفانه در این زمینه در کشور ما نوعی ولنگاری غیرقابل توجیه مشاهده می شود.

شاید پیش از این، شغل یافتن، تهیه مسکن و امر ازدواج جزء مراحل زندگی محسوب می‌شد اما اکنون چالش های زندگی به حساب می‌آیند.

بررسی تک تک این مسائل در این وقت نمی گنجد اما هیچ کدام از این مسائل لاینحل نیستند و با برنامه ریزی درست و حذف نگاه سیاسی انگار و متعهد بودن همه دولت ها به آن، قابل تعدیل هستند.

درست است که شاید رفع مشکلات و مصائب معیشتی در کوتاه مدت صورت نمی پذیرد و احتیاج به دوره زمانی بلندتری دارد اما خارج از حوزه معیشتی و اقتصادی، در حوزه فرهنگی و اجتماعی می توان با تصمیمات عقلانی و تخصصی فضای بهتری را برای کل جامعه و بلاخص جوانان فراهم آورد.

واضح است که جوانان هم مانند سایر امورات نیاز به متولی دارند تا از مجرای آن پیگیر مطالبات و خواسته های خود باشند.

سازمان ملّی جوانان ایده خوبی بود ولی توسط دولت دهم، عجولانه و ناصحیح با وزارت ورزش وقت ادغام شد که می بینیم که در حال حاضر نتیجه اش آن شده که مقوله جوانان در این وزارتخانه حلقه مفقوده است و برنامه ای برای آن ندارد و صد البته که در بحث ورزش هم بحث بسیار است.

دولت باید محکم تر و جدی تر پای احیای این سازمان ملی جوانان بایستد که متاسفانه این روحیه دیده نمی شود. چندی پیش بود که جناب سلطانی فر وزیر ورزش و جوانان فعلی که اتفاقا برای حضور در دولت دوازدهم هم معرفی شده اند اعلام کردند:《 بحث احیای سازمان ملی جوانان فعلا منتفی است.》

در کشور ما دختران و پسران بسیاری با شخصیت هایی عظیم هستند که حاضرند در همه میدان ها، در میدان درس، در میدان سیاست، در میدان فعالیت های اجتماعی و در مشارکت های گوناگون برای سازندگی و توسعه ایران اسلامی در هر صحنه ای که برایشان فضا ایجاد بشود حضور پیدا کنند.

این جوانان بودند که صحنه گردان انتخابات بودند وگرنه پیرمرد های محافظه کار، نای تحرک را نداشتند، همه دولت ها مراقب باشند که مطالبات جوانان در میان مطالبات  پیرمرد ها و پدرخوانده های سیاسی گم نشود، این نباشد که جوانان فقط پوستر چسبان ایام انتخابات باشند، که این چیزی جز خسارت و خصران برای خودشان در پی نخواهد داشت.

 

انتهای پیام/*

همچنین ببینید

بوسه‌ی تحقیق برپیشانی تفسیر(ازدواج خواهر با برادر یا…)/ قسمت سوم داوری

همان گونه که در قسمت دوم اشارت شد؛ بر تفسیر حضرت علامه طباطبایی، نقد و نظرهایی نوشته شده است از جمله نقد آقای جواد عبدل زاده تحت عنوان «میزان در المیزان،» نقدی برتفسیرالمیزان علامه طباطبایی(نقد نظریه ی استقلال قرآن) ازعبدالنبی مهدی، نقد تفسیر المیزان ازسلمان حدادی، بررسی و نقد شیوه ی تفسیری علامه و...که البته مجال ومحل بحث آن ها در این مقالت نیست و خارج از مبحث مطروحه است، بدین جهت به موضوع مقالت بازمی گردیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *