گرچه بر اساس شواهد وتحقیقات کارایی واثربخشی قابل انتظاری را فراهم ننمودند که دلایل متعددی در این فرایند دخیل بودند اما در منطقه دهدز از جمله معایب آنها را به شرح ذیل میتوان ذکر کرد: عدم آشنایی مدیران انتخابی با اهداف دوره های تحصیلی وبرنامه ریزی دقیق متناسب با مدارس انتخاب سلیقه ای ، نداشتن تخصص ورابطه مداری به جای تخصص گرایی.

مدیران مجتمع ها عموما نقش مبصر چند مدرسه را داشتندو از میزان مقبولیت خوبی بین سایر نیروها برخوردار نبودندو عموما پیامدهای نامطلوبی به جا گذاشت.

اختیارات ناکافی مدیران تحت پوشش مجتمع ها باعث میشد از اجرای بسیاری از برنامه ها مقاومت نشان دهند وهمچنین تداخل مسئولیتها وتحصیل همزمان دانش آموزان دوره های تحصیلی به طور همزمان دریک فضای آموزشی باعث سر در گمی ومشکلات روحی وروانی برای برخی دانش آموزان به همراه داشت. وچه بسا کیفیت آموزشی را دستخوش تغییر کرده بود.

از لحاظ نظارت آموزشی به دلیل پراکندگی منطقه والزام تردد مدیر بین روستاها گاها موجب رد وبدل کردن اطلاعات از طریق تلفن  وگزارشهای صوری و انتشار آمار کاذب میشد. هرچند نبود وسیله نقلیه مناسب امکان انتقال به موقع امکانات آموزشی وبازدیدها را نیز با مشکل مواجه میکرد. مدیران مجتمع ها گاهی توجیه نبودند واز زیربار مسئولیتها شانه خالی میکردندو بیشتر کارها را به معاونین میسپردند

گرچه زمان زیادی بین این چانه زنی ها وتداخل نقشها بوجود می آمد  و بیشتر این موارد به تامین هزینه ها ی مدارس تحت پوشش بود که پرداخت بدهی ها را با مشکل جدی مواجه کرده بود.ومدیران بیشتر منابع راصرف مدارس ی میکردند که خود در آن مدارس مستقر بودند وبه نوعی مدارس ثابت آنها تلقی میشد وعدالت آموزشی رعایت نمیشد وتوزیع منابع عادلانه تقسیم نمیشد..

در مجموع وجود مجتمع ها برای مدارس چند پایه وعشایری مناسب بود چرا که آموزگار مربوطه با خرید زمان بیشتر برای آموزش وتدریس در کلاس درس وفرصت هم اندیشی وتعامل با سایر آموزگاران را داشت  وهمچنین فرصت نظارت آموزشی بیشتر بود چرا که مسائل مدیریتی به مدیران مافوق تعلق داشت.

اگر روحیه کار گروهی ومشارکت جویی ومشارکت یابی کارکنان بالا رود وزیر ساخت ها فراهم شود مجتمع های آموزشی فرصت خوبی برای  توسعه آموزش وپرورش وتقویت کار گروهی در جامعه خواهد بود.

اسماعیل یزدانی

معاونت پرورشی اداره آموزش وپرورش دهدز

 

انتهای پیام/*

  1. امیرجمشیدی

    درود. دیدگاه جناب آقای یزدانی را در رابطه با مجتمع های آموزشی خواندم، در بسیاری از موارد به ضعف ها خوب اشاره نمودید،آنچه که این مجموعه از مجتمع های آموزشی طلب می کرد اهداف و برنامه های بالا دستی ای بود که با تدوین دقیق و برنامه ریزی شده و ساعت ها بودجه و نیروی انسانی برای آنها در پایین دست واقعا،، تلف،، شد.
    اهداف وزارتی درست و پویا هستند،تا زمان ابلاغ آنها به اداره کل و ادارات تابعه دستخوش تغییرات سلیقه ای و شخصی گرایانه می شوند.
    وزارت کارشناس ارشد و نهایتا لیسانس (با مجوز اداره کل ) می خواهد، اما لابیگری های منطقه ای فوق دیپلم به عنوان مدیر مجتمع آموزشی معرفی می نمود، همین یک نکته این را بیان می کند، در چه وضعیتی دبیر و یا آموزگار با سواد بالاتر( لیسانس و ارشد) یک مدیر مجتمع فوق دیپلم را بپذیرد؟؟ ملاک های شایستگی دیگر به کنار…..
    اصل و ساختار طرح اشکالی نداشته و حتی قابلیت انعطاف پذیری لازمه را نیز داشته، اما این ماها هستیم که در پایین دست اهداف را آنگونه که باید باشند، به پیش نمی بریم.
    مدیریت های پایین دستی بایستی کج سلیقه گی و لابیگری را کنار بگذارند. سپاسگزارم

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی