کد خبر : 52489
تاریخ انتشار : یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۷:۴۱
7 views بازدید

مکتب تفکیک یا تفکیک مکتب/قسمت سوم

مکتب تفکیک یا تفکیک مکتب/قسمت سوم

این مقاله که در ۳قسمت تقدیم شده است، ضمن معرفی مکتب تفکیک به بررسی و نقد آن می پردازد.

با قرائت تفکیکی از دین باب گفتگو باسایر متفکران دینی و غیر دینی جهان معطل ومسدود می شود!چرا که فهم و زبان مشترکی بر جای نخواهد ماند!حتی از نگاه درون دینی نیز باب مفاوضت را فتح نخواهد کرد. بدان جهت که گاهی معتقد می شود که؛«مکتب تفکیک، مساوی با اسلام است!» بنابراین در پرتو چنین نگرشی سایر تفکرات و معرفت های دینی جواز ابراز وجود نخواهند داشت. با این تفکر، تفکیکیان مکتب جهانی و انسانی اهل بیت (علیهم السلام) را از دسترس دانش و معرفت بشری تفکیک، تبعید وتجزیه  می سازند!

از نگاه دیگر، معلوم ومبرهن نیست که در این نگرش،اهالی کوی تفکیک با کدام ابزار و چگونه به حاق دین و مذهب دست پیدا کرده اند که دیگران(عرفا و فلاسفه)رامستحق طرد و رد می دانند!؟

مهم ترین نکته آن که،ایشان چگونه و با کدامین میزان حجیت دین و شرع را اثبات می کنند در حالی که برای عقل مستقل از دین اعتباری قائل نمی شوند!؟ به راستی مگر می توان بدون دلیل،تأمل وعبور از ظواهر به فهم عمیق و دقیق دست یافت !؟

آیانگرش و تفکر تفکیکی با به کناره گذاشتن فلسفه می تواند ساختار استدلالی – عقلانی درشأن و مقام استدلال فلسفی بشری و جهانی ارائه نمایند!؟ چنان که گاهی می گویند؛« فلسفه خواندن لازم است و به فلسفه معتقد گشتن ناروا.»

آیا تفکیکیان ارجمند و دلسوز دین و مذهب، به تفقه تمام و اتم، دقیق وادق در متون دینی اعتقادی ندارند؟!

آیا در فهم و معرفت به محکمات و متشابهات قرآنی،احادیث خاص معرفتی و… از ظواهرعبور نمی کنند؟!

آیا اگرگاهی در تأسیس فلسفه و عرفان مبتنی بر قرآن سخن می گویند با چه ساز و کاری بدان اندیشه می کنند، آیا می شود عرفان و فلسفه را تعطیل کرد وسپس در اندیشه ی فلسفه وعرفان اسلامی بود؟! اگر مواد و مصالح فلسفه و عرفانی عیوب و نقوصی داشته باشند آیا می شود به مطلق فلسفه و عرفان مظنون و بدگمان شد؟ آیا به جای-فرضاً- اصلاح ماده ی آن ها باید ماده و صورت آن ها را با آب سرد مطرودی و مردودی  برای همیشه بدرقه کرد!؟

آن گونه که قبلاً نیز اشارت شد،گرچه نگرش تفکیکی در مرتبه مبنا و انگیزه مقدس است اما در مقام ادعا وعلی المبنی بعنوان یگانه طریقه ی فهم ناب و اصیل اسلامی ودر حیطه ی به ضلالت شماردن فلسفه و عرفان در شناخت متون دینی به نارسایی و کدورتی تام و تمام مبتلا می شود!آری؛ حداکثر ادعای تفکیکیان می تواند این باشد که دین (قرآن و سنت)از فلسفه وعرفان جدا است که این تفکیک جوهری و مصدری مقبولیت عامه دارد که فی الواقع این انفکاک دین نسبت به فهم و نگرش تفکیکی نیز صادق است.

البته نگرش تفکیکی می تواند برای توده مردم راهگشا و راهنما باشد.( اگرچه اصحاب و متفکران آن انسان هایی خاص و بزرگی هستند.) چرا که توده مردم نه اهل عرفان هستند و نه اهل فلسفه (واین مورد مربوط به مشکل این دو دانش نیست،چرا که فهم ادق و اتم همواره مشتریان و طالبان خاص دارد،همان گونه که در بیانات آیت الله مجتبی قزوینی آورده شد.) با این همه، گاهی برخی از مدعیان و متفکران تفکیکی ناخواسته به دامان نامرتب و مکدر عصبیت گفتاری و خشونت کلامی فرو می غلتند!- جهت اطلاعات افزونتر، مناظرات آقای میلانی با آقایان غروی، وکیلی و… را در فضای مجازی مشاهده و ملاحظه بفرمایید.-

که ممکن است این عصبیت و خشونت گفتاری ناشی از این باشد که، آن ارجمندان در برخی از مبانی،علی المبنی و مدعیات خویش خصوصاً در اصول پنج گانه (مقالت عقل نوبنیاد)یعنی؛

۱- اتکا به ظاهرآیات و روایات ۲- رد هرگونه تأویل ۳- پرهیزاز فهم فلسفی یا عرفانی دین۴- خودکفایی معرفت دینی

۵- اتکای عقل به وحی[۱۹]

عصبیت و کدورتی ضخیم معرفتی و شناختی مضمر است و همین ضخامت و کدورت است که  گاهی به شکل خشونت و عصبیت کلامی هویدا می شود! چراکه تفکیکیان محترم خواسته یا ناخواسته معرفت و نگرشی دینی خویش رابرجای دین قرار داده اند!

آری؛ برمحققان و جویندگان حقیقت، مستور و مستتر نیست که بین اسلام عرفانی وعرفان اسلامی،اسلام فلسفی و فلسفه اسلامی، دین ظاهری و ظاهر دینی، سیاست اسلامی و اسلام سیاسی،دولت دینی و دین دولتی به تعبیر دیگر،

معرفت فیلسوفانه ازدین،با فلسفی کردن دین – معرفت عارفانه از دین، با عرفانی نمودن دین- معرفت متکلمانه از دین،باکلامی کردن دین – معرفت مجربانه از دین با تجربی کردن دین و نگرش تفکیکی از دین با تفکیکی کردن دین فاصله و فرق های بسیار است که هم عرفا و هم فلاسفه ی مسلمان حدود و ثغور آن را به نیکی رعایت کرده اند.

بنابراین،برچسب های؛ «تکفیر،تدلیس،تلبیس و تأویل( خود رأیی) در مورد فلاسفه ی اسلامی نه جزئیت دارد و نه کلیت،همان گونه که برچسب های؛ «تجهیل، نادانی وفقرمطالعات فلسفی» برای تفکیکیان هرگز کلیت ندارد.

در این رابطه می توان به بهترین مناظره ، مجادله فکری و فرهنگی بین اصحاب فلسفی و تفکیکی؛ آیت الله جوادی آملی و آیت الله سید جعفر سیدان، مراجعت نمود- این مناظره و مجادله ی احسن بنحوه ی مکتوب در فضای مجازی موجود است-

در خاتمه  طالبان وعلاقمندان به مباحث  نقد معرفتی، فلسفی، کلامی و دینی (درباب نگرش تفکیکی) را به مطالعه ی آثار ذیل دعوت می نماییم؛

۱- ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام- ج سوم- دکترابراهیمی دینانی – غلامحسین

۲ – صراط مستقیم- وکیلی – محمد حسن

۳- جدال با مدعی- دکتر غفاری- حسین

 

با احترام، هومان مرادی اشکفتی

 

__________________________________________________________

 

۱۹- حکیمی محمدرضا، مقاله ی عقل خودبنیاد دینی،ویژه نامه کیهان فرهنگی سال ۷۱

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 2 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 2
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

سپید رود چهارشنبه , ۴ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۲:۱۴

عجب عجب عجب
دو صد گفته چون نیم کردار نیست ….

هومان مرادی دوشنبه , ۱۳ شهریور ۱۳۹۶ - ۵:۵۰

سلام بر جناب عجب ، عجب …
این مقالت هیچ گونه ارتباطی با سخن حکیمانه شیخ اجل، حضرت سعدی نداشته و ندارد
چه خوب است که با تامل بنویسیم و …