کد خبر : 35684
تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ - ۸:۵۰
165 views بازدید

یادواره شهیده طیبه واعظی «شهید شاخص سال۹۴» در دهدز برگزار شد

یادواره شهیده طیبه واعظی «شهید شاخص سال۹۴» در دهدز برگزار شد

عصر ایذه: یادواره شهیده طیبه واعظی امروز صبح به همت حوزه مقاومت بسیج حضرت فاطمه(س) و باحضور سرهنگ بابااحمدیان فرمانده

عصر ایذه: یادواره شهیده طیبه واعظی امروز صبح به همت حوزه مقاومت بسیج حضرت فاطمه(س) و باحضور سرهنگ بابااحمدیان فرمانده ناحیه مقاومت بسیج ایذه، بخشدار و جمعی از مسئولین شهر دهدز در مسجد امام حسین(ع) شهرک چهاربنیچه دهدز برگزار شد.

 

2015053802075347

 

به گزارش پایگاه خبری تحلیل عصر ایذه؛ عصمت احمدیان والده شهیدان فرجوانی در این یادواره اظهار کرد: درود برجانبازانی که به صورت نیم تن ونیمه جان درخانه و بیمارستان به سر میبرند و درود برشهدا که رفتند و ازتمام نعمت هایی که خدا برسایر بندگانش حلال کرده بود گذشتند و جان برکف مقابل ظلم و کفر ایستادند تا من و شما امروز راحت و آسوده بایستیم و درکنار یکدیگر یادی از آن روزهای ایثار و گذشت داشته باشیم.

احمدیان خطاب به جوانان حاضر گفت: درسال‌های جنگ جوانی برومند چون شما و چه بسا کم سن و سال تر از شما وقتی صدام به کشور حمله کرد با رشادت و شهامت و جان برکف درمقابل آن ایستادند و جان خود را فداکردند،

وی افزود: جوانان عزیز، فرزندان برومند ایران زمین، آمریکا ودشمان ایران از دولت نمیترسند بلکه ترس آنها از وجود جوانان غیرتمندی چون شماها است، ازایثار و مردانگی شما می ترسند، هرکدام از شما به تنهایی هزاران بمب اتمی هستید و دنیا این را دید و درشناختن شما متحیر و شگفت زده شد.

والده شهیدان فرجوانی درادامه به نقل خاطراتی از دوران رزمندگی خود، جنگ تحمیلی و چگونگی شهامت و شهادت جوانان درسالهای دفاع مقدس پرداخت.

خانم احمدیان درپایان گفت: رزمندگان همیشه لبخند بر لب داشتند و هیچ عکسی وجود ندارد که چهره رزمنده ای درآن گرفته و غمگین باشد و این را از تصاویر به جای مانده ازشهدا میتوان مشاهده کرد و این حرکت رزمندگان برای کورکردن چشم دشمنان اسلام وایران عزیز بوده است.

 

 

 

زندگینامه شهیده طیبه واعظی  “شهید شاخص بسیج در سال ۹۴”

 

شیرزنی از خمینی شهر
شهید شاخص سال ۹۴ طیبه واعظی : مرا بکشید ولی چادرم را بر ندارید
http://upload7.ir/uploads//9a496d9d4d0944f96d14ac8c6cf24f619f355659.jpg

 

 

 

طیبه واعظی دهنوی در سال ۱۳۳۷ در یكی از روستاهای اصفهان متولد شد. او در خانواده ای مذهبی و فقیر رشد كرد و به همین علت خیلی زود با درد و رنج مردم مستضعف آشنا شد. در سن ۷ سالگی خواندن قرآن را در خانه پدرش آموخت. در سال ۱۳۵۰ طیبه با پسر خاله مجاهدش ابراهیم جعفریان ازدواج نمود، و این نقطه عطفی در زندگی او بود و همین ازدواج بود كه مسیر زندگی او را به طور كلی دگرگون ساخت و او را وارد مرحله ای نوین نمود. طیبه با كمك شوهرش به مطالعه عمیق كتب مذهبی و آگاه كننده و تفسیر قرآن پرداخت و چون ابراهیم همان صداقت و ایمانی را كه لازمه یك فرد مبارز است در وجود طیبه یافت او را در جریان مبارزات تشكیلاتی قرار داد و طیبه به عضویت گروه مهدیون در آمد.

به خاطر مبارزه با شاه و تحت تعقیب بودن شوهرش از سال ۱۳۵۴ به زندگی مخفی روی آورد، ولی در نهایت در ۳۰ فرودین ۱۳۵۶ پس از دستگیری شوهرش، دستگیر شد و خواهر شوهرش، فاطمه جعفریان كه او هم مبارز بود در این روز كشته شد.

در سال ۱۳۵۴ به علت تعقیب ساواك با اتفاق همسر و كودك شیرخواره اش زندگی مخفی را انتخاب نمودند.

روز سی ام فروردین ۵۶، در پی دستگیری یكی از اعضای گروه در تبریز، یكی از گشت های بازرسی به ابراهیم مشكوك شد و او را دستگیر كرد. در بازرسی بدنی او اجاره خانه ی منزل تبریز را پیدا نمودند و خانه تحت‌نظر قرار می‌گیرد.

طبق قرار قبلی كه ابراهیم و طیبه داشتند اگر ابراهیم دیر به خانه می آمد، طیبه می بایست اسناد و مدارك را می سوزاند و خانه را ترك می كرد. طیبه همین كار را انجام داد، غافل از آنكه خانه زیر نظر است.

صبح بر سر قرار با برادرش مرتضی می رود، غافل از آنكه مأموران در پی او هستند. در قرار با مرتضی ماجرای نیامدن ابراهیم را می گوید و بدین ترتیب، مرتضی هم شناسایی می‌شود. سپس به خانه باز می گردد تا خانه را از نارنجك و اسلحه پاكسازی كند غافل از اینكه ساواك منتظر اوست.

طیبه پس از اتمام فشنگ هایش به همراه فرزند چهار ماهه اش مهدی دستگیر می شود و با دستگیری طیبه، مرتضی كه از دور شاهد ماجرا بود در دفاع از طیبه به مأموران شلیك می كند و در درگیری به شهادت می رسد. از خانه طیبه برگه اجاره خانه مرتضی را پیدا می كنند و به خانه آنها می روند. فاطمه جعفریان همسر مرتضی حدود سه ساعت مقاومت كرد اما او نیز به شهادت رسید.

وقتی ساواك طیبه را دستگیر و به دست هایش دستبند زده بودند، گفته بود: مرا بكشید ولی چادرم را برندارید.

طیبه، ابراهیم و پسرشان محمدمهدی را پس از دو چند روز شكنجه از تبریز به كمیته تهران منتقل می كنند و یك ماه تمام آنها را زیر سخت ترین شكنجه ها قرار می دهند و سرانجام در سوم خرداد ۵۶ زیر شكنجه به شهادت می رسند.

روز سوم اردیبهشت روزنامه ها خبر شهادت فاطمه و مرتضی را نوشتند ولی دیگر از ابراهیم خبری نشد و بعد از پیروزی انقلاب خانواده از عروج او و طیبه با خبر شدند.

محمدمهدی فرزند خردسال آنها توسط ساواك به پرورشگاهی سپرده شد و گفته بودند كه پدر و مادر این كودك بر اثر اعتیاد فراوان از دنیا رفته اند و برای اینكه كسی او را نشناسد، نام او را شهرام گذاشته بودند. دو سال بعد فرزند آنها با پیگیری های فراوان در پرورشگاه پیدا شده و به آغوش خانواده باز می گردد.

 

 

انتهای پیام/

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 3 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 3
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

... یکشنبه , ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ - ۲۲:۱۵

سلام خدابر وارثان زهرای مرضیه(س).

باشدکه دختران سرزمینم الگویشان رادربین بازیگران هالیوودنجویند,اینجادیارماده شیرانی چون طیبه واعظی ومعصومه آباد است…

بهروز کیانی ده کیانی سه شنبه , ۱۳ مرداد ۱۳۹۴ - ۲:۳۰

خدا روحشون را شاد کنه.ودرود خدا بر همچون مادرانی که در دامان خود چنین فرزندانی را پرورش دادن.انشالله که فرزندان این سرزمین هم از این بانوی بزرگ تاریخ کشورمان درس بگیرن

پروانه _الف شنبه , ۱۷ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۵:۱۵

سلام بر شهيدان را ه حق بادرود وسلام بر روح این عزيزان راهتان مستدام وپر رهروباد. امید که فرزندان مسلمانان جهان راه شماراسرمشق و الگوی خودرا دهند.