انتخابات در ایذه

04اردیبهشت
انتخابات در ایذه به روایت داستان هزار و یک شب
یادداشت/

انتخابات در ایذه به روایت داستان هزار و یک شب

در روستای کوچک ما قرار بود کدخدایی انتخاب شود، افراد زیادی از افراد برای کدخدا شدن اعلام آمادگی کردند، عده‌ای شغل خود را به این خاطر ترک کردند، زمین های کشاورزی خود را رها کردند، دام‌هایشان را به امان خدا رها کردند تا کدخدا شوند، انگار نمی‌دانستند روستای کوچک ما به کشاورز و دامدار و […]