به دستان خون آلوده‌ی تو سوگند

به دستان خون آلوده‌ی تو سوگند

وقتی به یادت می آورم جانم می سوزد و جگرم خون می شود!آخر تو به جرم کدامین گناه ناکرده به این سرنوشت تکراری و تاریک محکوم و مبتلا شده ای!